سرمون رو گول نمال!

وقتی حسابی عصبانی بودم ، وقتی از همه چيز خسته شده بودم ، وقتی از اين همه بی عدالتی داشتم دق ميکردم ، وقتی شعارهای انتخاباتی نامزدها ( ی دنيا ) داشت کفرم رو در می آورد. وقتی ميديدم چطور بيت المال به تاراج ميره وقتی ........ و برای اين همه هيچ کاری نمی تونستم بکنم جز خون دل خوردن و گريه ، اومدم پيش تو ، نشستم و شروع کردم به درد دل کردن ، هی گفتم و هی گفتم و گريه کردم. دلم می سوخت و اشکم جاری ميشد و تو چقدر خوب حرفام رو گوش دادی و هيچی نگفتی.
ازت خواستم راهی جلوی پام بگذاری تا شايد بتونم کاری بکنم اما تو بازم هيچی نگفتی. گفتم ازت قدرت بخوام يا نه ثروت يا ... يا اصلا مرگم رو بخوام تا شايد راحت شم از اين همه رنج. اما تو باز هم هيچی نگفتی و من سرخورده در حالی که خيلی بهم ريخته بودم از پيش تو رفتم.
به ضرورت زندگی بايد بر می گشتم به جامعه ، سرکار ، خانواده ، خيابون و .....
و وقتی انجاها بودم چقدر احساس تنهايی و غمزدگی می کردم. و تو نخواستی اينطور باشه.
آره تو نخواستی! و گولم زدی! و من چه ساده گولت رو خوردم ، در حالی که کاملا حواسم بود که دارم گول ميخورم ( اما اگه راستش رو بخوای گول خوردن از تو هم قشنگه )
اون دوست شوخ قديمی رو سر راهم گذاشتی و اون اونقدر من رو خندوند که يه دفعه روحيه ام عوض شد. انگار يه کم سبک شده باشم. همون موقع نگاهت کردم و گفتم: بازم گولم زدی؟
خواستم دوباره برگردم به همون حال قبلی که کتاب حافظ رو جلوم گذاشتی و من رو وسوسه کردی که تفالی بزنم. و من نيت کردم که از حافظ بخوام تا به من بگه چی ازت بخوام.
و اون شعر رو تو آوردی. آره خودت بودی

 وصال او ز عمر جاودان به             خداوندا مرا آن ده که آن به

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
diba

يک روز منم همين قدر شاکی بودم و به اينجارسيدم که من تلاش خودم را بکنم تا تسليم نشم و يکی هست که حواسش به اونا باشه..

sara

salammmmmmmm,mamnon az bazdidet,khoshhalam kardi,man har5shanbe matalebe jadi minvisam,khoshhal misham,baz bebinamet,ayamet shaadddddddd,va roozegaretttttt bahariii,tabad.

april

خداوند همیشه انسان رو در بهترین شرایطی که میتونه در اون حداکثر رشد و بالندگی رو داشته باشه قرار می ده.هرچند اون شرایط به نظر ما ناخوشایند و تلخ باشند...

hamdel

سلام همسايه...زنده باشين که گريه مال آدم زنده است.چه اشکالی داره آدم به خاطر چيزهای دوست داشتنی دنيا گريه کنه.من ...فقط يه همسايه نيستم...به من هم سر بزنين.

maryam

ممنون که به من سر زدين . همه ميتونيم خوب باشيم اگر بخوايم و اونوقته که خوب بودن آسون ميشه . بايد خوب بودن رو به هم ياد بديم .

تبسم

سلام! چيزی توی اغلب نوشته های شما هست که شايد بشود روح تسليم ناميدش....در نوشته استخر هم که قبلا خوانده بودم...همین را حس کردم... هر وقت آدم برای کارها حرص و جوش می خورد...اوضاع از بد هم بدتر می شود....هر وقت توکل می کند و تسلیم می شود...کارها خوب پیش می رود...شاید هم خوب هم پیش نرود...اما احساس آرامش می کند....دروغ نگفته ام اگر بگویم گاهی از رنجها لذت می برد....ان مع العسر یسری....با هر سختی آسانیست نه بعد از هر سختی...پس با رنجها هم می شود راحت بود. بارها تجربه اش کرده ام!....

hamdel

سلام من به روزم...بهروز باشيد.

saiede

سلام.خوش به حالتون يک نفر هست که به حرفاتون گوش کنه.به روزم.

saiede

سلام.ممنون از اين همه مهر وصفايتان.حضورتان باعث دلگرمی من است.

saiede

سلام. امشب فرصت کردم تمام نوشته هاتونو بخونم.بايد بی اغراق بگم هم زيبا بود وهم پرمعنا.حيف که دير به دير مي نوسيد.