مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

علی جون ...

ای علی عابدینی1

 ای بچه محل صمیمی

 استاد من آقای من

 چرا باز غیبت زد؟

کِی بودش؟

 هشت سال پیش بود   یا شاید ده سال پیش بود

 که یهو غیبت زد

نمی‌دونم واسه چی

 وقتی هم باز اومدی

 خونوادت نبودن

 باز نمی‌دونم واسه چی

همه دنیا رو گشتی پی‌شون

 نرسیدی بهشون

 وقتی پیدات شد و برگشتی خونه

 مونست تنهایی بود و انتظار

 آخ که چه زجری تو کشیدی علی جون

 تو همون تنهایی‌هات بود که به راهت رسیدی

به لائوتسه به بودات

 به علی و حلاجت

 به حافظت...2

 

1 به یاد استاد خودم علی ... افتادم و این دیالوگ ها توی ذهنم اومد.

2 قسمتی از دیالوگ فیلم هامون. به یاد مرحوم شکیبایی متن رو مثل خودش بخونید.

   + koorosh behzad ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢۱
comment نظرات ()