مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

عدم قطعيت

اولين بار حرفش رو توی علم فيزيك پيش كشيدن. فكر كنم هايزنبرگ بود. بعد توی خيلی از علوم راه پيدا كرد. حتی كار به اونجا كشيد كه پايه های عقل رو متزلزل كرد ؛ همون عقلی كه غربی ها تا همين قرن ۱۸ ازش مست شده بودند و بدجوری بدمستی ميكردند. كارشون رسيد به پست مدرنيسم و تشكيك در پايه های عقلانيت.
آره منظورم اصل عدم قطعيته. اصلی كه به طور ساده ميگه اندازه گيری ما هيچ وقت نمی تونه دقيق باشه و هميشه توام با خطاست. كاری كه اكثر آدما از عقلشون می خوان. اندازه گيری آدما ؛ شخصيتهاشون  ؛ رفتارشون ؛ قضاوت كردن ؛ حكم دادن برای فرقه های ديگه و ....... . و بر اساس همين اندازه گيری هاست كه نسبت به بقيه آدما عكس العمل نشون ميدن و كل زندگيشون رو بر همين اساس می چينن.
تازه يه عده ديگه هم هستن كه حتی خودشون رو هم از دريچه ديگران می بينن. حالا فكرشو بكن چی ميشه؟
اما اگه همه ماها ( در بعد اخلاق و عقيده ) يه كم به اين اصل اعتقاد داشته باشيم ببين دنيا چقدر تغيير ميكنه.
چقدر كمتر قضاوت ميكنيم يا اگر لازم باشه قضاوت كنيم حداقل می دونيم امكان خطايی هم هست. اينقدر راحت پنبه ديگران رو نمی زنيم. به راحتی عده ای رو از دين خدا خارج نمی دونيم و ..... .

بهش فكر كن!   عدم قطعيت

   + koorosh behzad ; ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۸
comment نظرات ()