مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

دلتنگی

با خودم می گويم
می توانم آيا ؛ حس خود را تنها
با همين چند کلام ساده باز گويم به شما
چند روزيست که دل افسرده
ترس از يک ابهام و سکوتی سنگين سر و پايش برده

با خودم می گويم می شود آيا باز
يار من لبخندی ؛ بزند از احساس
و لب زيبايش ؛ که برد هوش ز سرهای همه ؛ بگشايد چون گل
و بگويد همه اسرار جهان
شايد آسوده شود يک دم عقل
تا که دل هم بتواند نفسی تازه کند.


***********
نمی دونم از خوندن اين شعر چقدر خنديد چون می دونم شعر ضعيفيه.
امام خب به قشنگيه خودتون ببخشيد.

   + koorosh behzad ; ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٥/٥
comment نظرات ()