مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

يک پيام

يک دفعه متوجهش شدم. خوب بقيه رو کنار زدم و با دقت کندمش.
اومدم نشستم پشت ميز کارم  و سررسيدم رو باز کردم ؛ بعد با يه تيکه چسب چسبوندم به صفحه ۳۰/۳/۸۳ .
زيرش نوشتم : خوب نگاش کن! خوب! ببين چه پيغامی برات داره؟ چه درسی؟ آخه اين اولين موی سفيدته.

   + koorosh behzad ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/۱٥
comment نظرات ()