مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

بشنويم

و بياد بياور شک کرده را آن هنگام که خشمگين می رفت و گمان کرد که ما بر او قادر نيستيم ؛ پس در تاريکی ندا داد : خدايی جز تو نيست و من از ستمکارانم ؛ و ما او را از غم نجات داديم و ما اينچنين نيکو کاران را نجات ميدهيم.

   + koorosh behzad ; ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/۸
comment نظرات ()