مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

بندگی

خدای من ...
اگر در برابرت آنقدر بگریم تا چشمانم نابینا گردد ؛ و به آواز بلند بنالم تا صدایم قطع گردد و آنقدر در برابرت بایستم تا پاهایم وَرم کند و برای تو رکوع کنم تا آن زمان که کمرم بشکند و تو را سجده کنم تا آنکه چشمانم سفید شود ؛ و همه عمر خاک زمین بخورم و تا پایان زندگی آب خاکستر آلود بنوشم و در بین اینها به ذکر تو مشغول باشم تا زبانم الکن شود ؛ سپس از شدت شرمندگی از تو ؛ چشم به اطراف آسمان بلند نکنم.
با این همه سزاوار از بین بردن گناهی از گناهنم نمی گردم.

 دعای شانزدهم از صحیفه سجادیه

   + koorosh behzad ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٥
comment نظرات ()