مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

بطری

اگه درب يک بطری رو ببندی و بندازيش توی آب ؛ آبی داخلش نمی ره. اگه اتاقت رو کاملا با پرده های کلفت بپوشونی نوری داخلش نمياد.
اگه می خوای اون نور درون وجودت بتابه بايد پاک بشی. بايد همه چيزايی که مانع نوره برطرف کنی. اگر نه سالهای سال هم که در طلبش باشی فايده زيادی نداره.
و بايد اين رو بدونی که پاک نگه داشتن درون از هر کينه ؛ قضاوت ؛ حسد ؛ شهوت ؛ خشم و ....  ؛ بهتر از اونه که روزی هزار تا کار خوب بکنی.

و البته خوش به حال اونهايی که اين دو کار رو هم زمان انجام ميدن.
التماس دعا

   + koorosh behzad ; ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/٢٠
comment نظرات ()

يك لحظه زندگي

برای اينکه دائم غمگين و بی حوصله نباشی ؛ برای اينکه سر چند راهی های زندگی هی گير نکنی ؛ برای اينکه همش ترديد نداشتی باشی ؛ برای اينکه دچار اشتباه نشی ؛ برای اينکه هميشه سرحال باشی ؛ برای اينکه مفهوم حوادث رو بفهمی ؛ برای اينکه از رازی که پشت پرده زندگی هست سر در بياری ؛ برای اينکه حرفت روی ديگران اثر گذار باشه ؛ برای اينکه تنهايی ات پر از شور باشه و ....
يه چيزی لازم داری. که اون چيز ياد گرفتی نيست و توی هيچ کلاسی و کتابی يا فروشگاهی وجود نداره. اصلا از جنس علم و دانش و ... اينا نيست. اون يه نوره که بايد بدون واسطه توی قلبت بتابه. بايد تک تکه ملکولهای وجودت درکش کنن.
اگه تموم زندگيت رو برای پيدا کردنش بگذاری و فقط يک لحظه به دستش بياری ؛ به نظر من ارزشش رو داره چون حداقل می تونی بگی يک لحظه زندگی کردی.

   + koorosh behzad ; ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱
comment نظرات ()