مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

سالگرد

اين وبلاگ هم يک ساله شد. وای چه افتخاری!!!!!!!! چه خوشبختيی!!!!!!!!‌ چه ...
هيچ وقت دلم نمی خواست يه سوسک باشم. يا يه کرم يا .... .
می دونی يعنی دلم نمی خواست مثل اونها زندگی کنم. چه جوری بگم؟ يعنی اينکه مممممممممممم .

يعنی اينکه مهم نباشم. توی اين جهان با اين عظمت ؛ بود و نبودم فرقی نکنه. مثلا يه سوسک رو وقتی زير پاهات له می کنی يا وقتی نگاهت رو از روی يه کرم ؛ بی تفاوت ميگذرونی شايد اين سوال رو از خودت بکنی که آيا اينها هم دنيايی برای خودشون دارن؟ دنيايی به همين شلوغی دنيای ما؟ اصلا بود و نبود اين سوسکه يا کرمه چه فرقی توی اين دنيا داره؟ و ...
يه وقتی می نشستم پای تلويزيون ( يا توی کتابها ) آدمای معروف رو می ديدم بعد با خودم می گفتم آدم بايد مثل اينا باشه . اينا بود و نبودشون فرق داره. مثلا فلان دانشمند بخاطر فلان کشف هزاران سال توی ذهن بشر می مونه يا حتی فلان بازيگر بخاطر بازیهاش چندين سال باقی می مونه و .... بعد بايد احتمالا حسرت اونها رو می خوردم.
کم کم بزرگتر شدم. با اين دنيا بيشتر آشنا شدم. اينکه دنيای قشنگ ما توی اين جهان يه نقطه هم نيست ؛ چه برسه به خود ما. بزرگی اين جهان و بی نهايت بودنش ؛ اينکه علوم بسيار پيشرفته امروز هنوز در فرضيات خودشون غرق ند. نه پيدايش جهان معلومه نه آخرش. مرگ چيه؟ حيات چيه؟ خواب چيه؟ رويا چيه؟ درد چيه؟ درمان چيه؟ انسان کجاست؟ جهان چيه؟ و هزاران هزار سوال که انسان مغرور امروز برای پاسخ به اونها هنوز اندر خم يک کوچه ست.
خدای من اون کس که تو رو داره چی نداره؟ ؛ و اون کس که تو رو نداره چی داره؟

   + koorosh behzad ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢۸
comment نظرات ()

خوشا آنان که دائم ...

شيخ را گفتند: فلان کس بر روی آب راه می رود.
گفت: سهل است مرغی و صعوه ای نيز برود.
گفتند: فلان کس در هوا می پرد.
گفت: مگسی و زغنه ای می پرد.
گفتند: فلانی در يک لحظه از شهری به شهری می شود.
شيخ گفت: شيطان نيز در يک نفس از شرق به غرب می شود. اين چيزها را بس قيمتی نيست.
مرد آن بود که در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخسبد و بخورد و در ميان خلق داد و ستد کند و با خلق بياميزد و يک لحظه ؛ به دل ؛ از خدای غافل نباشد

اسرارالتوحيد

 

   + koorosh behzad ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۱٧
comment نظرات ()

خواب عميق

چه زود گذشت ماه مبارک !!
و زودتر از اون فرصتهای ما !!
ماه مبارک امسال با خودش يه خاطره برام بجا گذاشت که هيچ وقت فراموشش نميکنم.
خاطره ای که برام مثل يه رويا بود.
.... يا شايدم خواب.
نمی دونم شايد همه اين زندگی ما توی اين دنيا ؛ يه خواب باشه که وقتی بعد از مرگ بهش نگاه ميکنيم نمی دونم چه احساسی داريم.

هر چی که هست باشه ؛ من ميگم:
به خواب می ماند اين زندگی

   + koorosh behzad ; ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۱
comment نظرات ()