مردی که به همه چیز علاقه داشت

دل نوشته ها ... روزمرگی ها ... خاطرات یا آلبوم نوشته های من

اولين يادداشت

سلام به شما عزيز

اين اولين کلماتی است که در حال نوشتن اون هستم
اين کار من رو ياد يه خاطره می اندازه
وقتی ۵ يا ۶ سال داشتم با چند تا از دوستان هم سنم در يک مهمانی شلوغ پلوغ ( نميدونم درست نوشتم يا نه ) از دست پدرهامون در رفتيم و به هوای بازی يواشکی رفتيم زير زمين اون خانه. توی اون شلوغی زيرزمين خلوت خيلی جالب بود و اينکه هيچ کس نمی دنست ما اينجايم. يه حس خيلی شاد و در عين حال توام با ترس و ... داشتيم. الکی هی ميدويديم اين طرف و اون طرف و سعی ميکرديم خنده ها رو توی سينه حبس کنيم تا کسی نفهمه ما اينجايیم. الان وقتی داشتم اولين کلمات خودم رو توی اين صفحه يادداشت ميکردم نمی دونم چرا ياد اين خاطره افتادم.

   + koorosh behzad ; ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٢٩
comment نظرات ()